تو رو از دور دلم دید اما
نمی دونست چه سرابی دیده
منِ دیوونه چه می دونستم
زندگی برام چه خوابی دیده
نمیدونی … نمیدونی …. ای عشق
کسی که جوونیشو ریخته به پات
واسه اینکه تو رو از دست نده
چه عذابی
چه عذابی دیده
آه ای دل مغموم…
آروم باش آروم…
ای حال نامعلوم…
آروم باش آروم
میون صد هزار تا حرف تو میلیون ها گل آوازهتمومش گشتمو گشتم نبود در حد و اندازهنبود حرفی بتونم باش بگم حسی رو که میخوامبجز یک واژه ساده که پر کرده همه دنیامعاشقتمعاشقتممثه عطر دعا مثه رنگ خدامثه من که نفس به نفس با توام همه جاعاشقتمعاشقتممثه عطر دعا مثه رنگ خدامثه من که نفس به نفس با توام همه جابرای گ
امشب سیاه هست....
سیاه ِ سیاه
از اونایی که حس میکنی یه مار بزرگ داره دورت حلقه میزنه و با هر لمسش با پوست تنت مرگ رو جلوت میبینی
از اونایی که یه دفعه یه دست سیاه و سرد از توی تاریکی از پشت تو رو میگیره و با خودش به قعر تاریکی و سیاهی و تباهی میبره
از اونایی که جلوی حرکت زمان رو میگیرن.... عقرب